هامفري (مستر همفر)
37
مزدوران انگليس، خاطرات همفر جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى (فارسى)
پايبند به شريعت اسلام بود كه هر گاه نام ابوحنيفه را بر زبان مىآورد ( كه داراى مذهب حنفى بود ) از جا برمىخواست و وضو مىگرفت آنگاه اسم ابوحنيفه را مىبرد و هنگامى كه مىخواست كتاب صحيح بخارى را بردارد ( و آن كتابى است بزرگ در نزد اهل سنّت كه آن را بىنهايت مقدّس مىدانند ) برمىخاست و وضو مىگرفت آنگاه كتاب را برمىداشت . امّا شيخ محمّد بن عبدالوهّاب ، ابوحنيفه را خيلى مورد اهانت و انتقاد قرار مىداد و مىگفت : من از ابوحنيفه بيشتر مىفهمم و معتقد بود كه نصف كتاب صحيح بخارى باطل است . من با محمّد بن عبدالوهّاب محكمترين پيوندها و روابط را برقرار كردم و هميشه غرور او را پرورش مىدادم و باد دماغش را زياد مىكردم و به او تلقين مىنمودم كه تو از على ( عليه السلام ) و عمر شايستهترى و اگر پيامبر حاضر بود تو را خليفهء خود مىكرد نه آن دو را ، من همواره به او مىگفتم : ( آرزومند و اميدوارم كه اسلام به دست تو تجديد شود ، چرا كه تو تنها مُنجى هستى كه اميد مىرود كه اسلام را از اين سقوط ، به جايگاه رفيع خود باز گردانى ) . من و محمّد بن عبدالوهّاب باهم برنامه گذاشتيم كه تفسير قرآن را در پرتو انديشههاى ويژهء خودمان نه در سايهء فهم صحابه و مذاهب و بزرگان ، مباحثه كنيم و ما قرآن مىخوانديم و در مورد بعضى از نكات آن سخن مىگفتيم . من با اين كار مىخواستم او را به دام بيندازم و او نيز براى اين كه خود را به عنوان نمونهاى آزادانديش جلوه دهد و اطمينان مرا به خودش بيشتر و بيشتر سازد آرا و نظريّات مرا به راحتى مىپذيرفت . يك روز به او گفتم : جهاد واجب نيست . او پاسخ داد : چگونه ! ؟ و حال آن كه خدا فرموده است : با كفّار جهاد كن ! به او گفتم : خدا مىگويد : با كفّار و منافقان جهاد كن ، پس اگر جهاد واجب